نقش پرستار - سهم پرستار
تعاریف پرستاری از مدتها پیش تاکنون معطوف به مفهوم کلان سلامت بوده و همانطور که سلامت را فقط نداشتن بیماری تعریف نکرده اند ، جایگاه پرستار را محدود و محصور به بالین بیمار ندیده اند.
درست است که فرد وقتی دچار بیماری میشود، وضعیت سلامت وی دچار تنیدگی شده و طبیعتا" همپای تمرکز خدمات درمانی در بالین فرد بیمار، تمرکز پرستاری و نیاز به نقش پرستار پررنگتر میشود ولی همه اینها به معنی نادیده گرفته شدن نقش پرستار در سایر حوزه های سلامت نمیگردد.
پرستاران در سطوح پیشگیری و آموزشی و ارتقاء دانش سلامت جامعه نادیده گرفته شده اند.پرستاران سلامت مدارس و محیطهای کاری و سایر حوزه های اجتماعی و شبکه های بهداشتی و طرح پزشک خانواده نادیده گرفته شده اند.
همچنین نقش پرستار در بعد از دوره درمان و ترخیص بیمارستان و در مرحله بازتوانی نادیده گرفته شده است ودر واقع در سیستم درمان کشور ما بیمار بعد از ترخیص از بیمارستان رها میشود و نیازهای مراقبتی وی در منزل و دریافت ادامه خدمات درمانی و رساندن وی به سطح مطلوب از سلامت به فراموشی سپرده شده است.
اینجا نیز پرستاران میتوانند این خلاء و نقیصه بزرگ را تکمیل کنند به شرط اینکه مدیران انتظار نداشته باشند همه اینها بدون پرداخت هزینه ها و حق العمل مربوطه و با همین تعداد نیرو و همین مقدار دریافتی و علاوه بر خدمات فعلی از طرف همین پرستاران ارائه گردد.
با وجود تعریف جایگاه پرستار در حوزه های مختلف سلامت و حضور عملی آنها در مراقبتهای سلامت خارج از مراکز درمانی در کشورهای مختلف ، در کشور ما نقش و سهم پرستار به بالین بیمار آنهم به شکل تنزل یافته ای محدود شده است.
پرستار یعنی مددکار و فردی میتواند مددکار و پرستار دیگری باشد که توانمند باشد اما پرستاران ایران خود نیاز به پرستار دارند - در مشکلات پیچ در پیچ و خم و چم زندگی یومیه چنان گرفتار و در سیستم پزشک سالار بهداشت و درمان کشور چنان اسیر شده اند که با تلقین تلقین و انرژی مثبت نیز نمیتوانند خود را راضی نشان دهند.در این میان ظلم مضاعف دیگر نداشتن رسانه است. ایجاد این وبلاگ راهکار نیست بلکه باید برسیم به هر پرستار یک رسانه و این یک رسانه است .بیائید صدای مظلومیت خود و فریاد دفاع از حقوق خود را به گوش همگان برسانیم.