برای عدالت تعابیر و تفاسیر و تعاریف زیاد و زیبایی به کار رفته است.

مفهوم عام عدالت را قرار گرفتن هر چیزی در جای خود می نامند اما من تعریف خاص خودم را از عدالت بیشتر می فهمم.

ما روی زمین زندگی میکنیم و برای معاش تلاش میکنیم .

من میگویم تناسب دستمزد با دسترنج واضحترین معنای عدالت است.

اگر می بینیم در جامعه ای قشری که بیشترین تلاش را میکنند کمترین بهره را می برند اینجا عدالت برقرار نیست .

اگر می بینیم کارگر و کشاورز و سایر قشرهای زحمتکش شبانه روز خود را صرف دوندگی میکنند و واقعا" هم کارو زحمت را تحمل میکنند اما در تامین ابتدائی ترین نیازهای خود درمانده میشوند اینجاست که می فهمیم که چرا برخی ها بدون کار و تلاش و زحمت همه خواسته های زندگی مادی خود را فراهم نموده و خود را عاقلتر و بافراست تر از دیگران می دانند.

اگر پزشکی در یک بیمارستان علاوه بر سایر دریافتی های خود 60 میلیون فقط کارانه میگیرد و پرستاری که زحمت اجرای شبانه روزی چند خط نوشته او را تحت عنوان دستورات پزشک عهده دار بوده و فقط هفتاد هزار کارانه میگیرد اینجا عدالت نیست هر چند مسئولان مملکت دم از عدالت بزنند.

اگر پزشکی برای شیمی درمانی بیمار در مطب هر جلسه 150 هزار میگیرد و کل شیمی درمانی بیمار را پرستار از ابتدا تا انتها انجام داده و پزشک فقط نسخه دارو را مینویسد و از این 150 هزار حتی 15 هزار حاضر نمیشود به پرستار بدهد اینجا عدالت را نباید جستوجو کرد.

امروزه خواسته جهانی گرایش به عدالت است و حرکت توده های ملت در سرتاسر جهان عدالت خواهی بوده و نظام سرمایه داری را به چالش جدی کشیده اند .

عدالت وقتی برقرار خواهد شد که:

هر کس زحمت بیشتری بکشد ، دستمزد بیشتری داشته باشد .

و این دقیقا" منطبق بر تعالیم اسلام است که اصالت را بر کار میدهد نه سرمایه