عدم انگیزش و بی اعتمادی پرستاران
جامعه پرستاری کشور ما در مسیر حیات و موجودیت خود نه تنها با تنگ نظریها و تضییع حقوق حقه خود مواجه بوده است بلکه با تجربه وعده های پوچ و توخالی به بی اعتمادی گرفتار شده است.
این بی اعتمادی موجود ثمره قولهای عملی نشده و حرفهایی است که تکرار و تکرار شده و راه به جایی نبرده است.عدم انگیزش موجود در محیطهای کاری پرستاری موجب توسل بیشتر مسئولین امر به زور و اجبار و تحمیل غیر منطقی برای پیشبرد کارها شده است و تداوم این فرایند غلط مدیریتی با گذشت زمان کار را خرابتر و خرابتر خواهد نمود زیرا امور در بستر غلط پیش میرود.
فرمولهای مدیریتی علمی در محیطهای کاری ما عملا" جواب نمی دهد زیرا کارها از بنیان غلط بنا نهاده شده اند.
ما عدم انگیزش و عدم اعتماد همکاران خود را سرزنش نمیکنیم زیرا هرچه هست محصول و معلول عملکرد غلط مدیران ماست.مسئولان امر برگردند و همه چیز را دوباره مرور کنند.البته اگر در خود مدیران هم انگیزه های صادقانه کار وجود داشته باشد.
پرستار یعنی مددکار و فردی میتواند مددکار و پرستار دیگری باشد که توانمند باشد اما پرستاران ایران خود نیاز به پرستار دارند - در مشکلات پیچ در پیچ و خم و چم زندگی یومیه چنان گرفتار و در سیستم پزشک سالار بهداشت و درمان کشور چنان اسیر شده اند که با تلقین تلقین و انرژی مثبت نیز نمیتوانند خود را راضی نشان دهند.در این میان ظلم مضاعف دیگر نداشتن رسانه است. ایجاد این وبلاگ راهکار نیست بلکه باید برسیم به هر پرستار یک رسانه و این یک رسانه است .بیائید صدای مظلومیت خود و فریاد دفاع از حقوق خود را به گوش همگان برسانیم.